چمچه ۷۳ – زمستان

برف می بارد اما نه غمبار ونه بی حال. سرشت باریدنش رقصان است. تانگوی آرژانتینی با باد است. درهم می پیچند، از هم جدا می شوند. به دمی بر زمین پهن می شود. دمی دیگردامن سفید بر می چیند. بر دستان باد با سرعتی بیش از باریدن به هوا خیز بر می دارد، دور باد می چرخد. دور خودش می چرخد.
پشت پنجره ای نفس تازه می کند و خیزی بلندتر. می شود از زمین بر آسمان هم بارید اگر پای رقص در میان باشد، پای بی قراری.
برف می بارد، سربهوا، جوان، بی قرار.